به گوشت می رسد روزی که زندگی آنجور که برای خودت ترسیم کرده ای نبوده.... 
به گوشت می رسد روزی که معنی واژه عشق در دنیای واقعی اصلا وجود نداشته و ندارد... 
به گوشت می رسد روزی که احساس , عشق , محبت و تمامی کلماتی مشابه این جزو افسانه هایی میشوند که وقتی درباره آنها صحبت می شود چیزی جز یک پوز خند باقی نمانده...... 
به گوشت می رسد روزی که دوره زنان حرمسرا به پایان که نرسیده هیچ , وسعتش به اندازه یک سرزمین شده , با سختگیری بیشتر اما ظاهری زیباتر.... 
به گوشت می رسد روزی که تمامی مادرها به جای قصه پریان و شاهزادگان و یا لالایی قصه مبارزه را می گویند , مبارزه باورهای خود با دیوهای سرزمین برای رسیدن به صلح.... 
به گوشت می رسد روزی تمام شوهران با اینکه می دانند همسران پاکی دارند اما به جرم خیانت خون آنها را حلال می کنند چرا که ترس از این دارند کاری که خود کرده اند روزی به سر خود بیاید... 
به گوشت می رسد روزی حرفهایی که درمورده آینده ای تلخ می زنند که شاید روزی اتفاق بیفته! تو به خیال شیرین خودت فکر می کنی شاید در زمان تولد نبیره یا ندیده باشد, اما بزرگترین اشتباه زندگی توست چرا که در حال اتفاق افتادن است! 
به گوشت می رسد روزی که .......