از این همه خستگی خسته شده ایم .
از این همه آمدنها و رفتن های بوی ناکی که جز تشریح روح سبک سرمان هیچ چیز را برای
دادن ندارند .
اینجا برای تقاص های نداده جای خوبی ست . برای دلخوشی های ابراز نشده شاید . و یا حتا برای لنگ زدنهایی که هیچ جا شهامت آن را نداشته ایم و یا شاید بت "شخصیت " مانع می شد .
زنانگی های من و مردانگی های تو چیزی نیست جز ابرازهای خفه شده ای که حکم تیرشان سالهاست در آمده است .
اگر به خانه مان آمدی
برایمان دستمالی سپید پاکتی سیگار گزیده اشعار فروغ و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستنمان بسیار است ...
اینجا برای تقاص های نداده جای خوبی ست . برای دلخوشی های ابراز نشده شاید . و یا حتا برای لنگ زدنهایی که هیچ جا شهامت آن را نداشته ایم و یا شاید بت "شخصیت " مانع می شد .
زنانگی های من و مردانگی های تو چیزی نیست جز ابرازهای خفه شده ای که حکم تیرشان سالهاست در آمده است .
اگر به خانه مان آمدی
برایمان دستمالی سپید پاکتی سیگار گزیده اشعار فروغ و تحملی طولانی بیاور
احتمال گریستنمان بسیار است ...
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت