یاد... فردا....دیوانه
دیگر حوصله ای نیست در خود گم شدم تو نگران نباش بانو اصلا نگران میشی ؟ !!!
هوای وصله ابریست مرگم ارزوست بانو !
دوباره هوایی شدیها ول کن دیگه بسه دیگه اه خسته نشدی ؟! نه چرا ادم مگه از هوای عاشقی خسته میشه !
راستی روز پنج شنبه است باید سری به گذشتگان زد واه تو که خودت مردی یادت نیست چرا پس به من هم سر بزن !
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت