می نویسم از تو
...و برای تو
...بدون هراس از چيزي
بگذار همه بدانند
می نویسم برای تو
برای تویی که بودنت را
نه چشمانم می بیند
نه گوش هایم می شنود
و نه دستانم لمس می کند
تنها با شعفی صادقانه با دلم احساست می کنم
...نازنین همیشگی من
...صاحب نوشته های من
تک سوار دلم باشی می مانم
اگر بگویی اوج می گیرم
اگر بمانی قربانی بودنت می شوم
تو فقط
بمان و شاد باش
...جان دادنش با من ( مخاطب خاص دارد )
—...و برای تو
...بدون هراس از چيزي
بگذار همه بدانند
می نویسم برای تو
برای تویی که بودنت را
نه چشمانم می بیند
نه گوش هایم می شنود
و نه دستانم لمس می کند
تنها با شعفی صادقانه با دلم احساست می کنم
...نازنین همیشگی من
...صاحب نوشته های من
تک سوار دلم باشی می مانم
اگر بگویی اوج می گیرم
اگر بمانی قربانی بودنت می شوم
تو فقط
بمان و شاد باش
...جان دادنش با من ( مخاطب خاص دارد )
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت