خورشید
آبروی برگ را می برد
باغبان آروزی رسیده ی درخت را
باران
کاسه ی سقف را لبریز می کند
کلاغی سرخوش می خواند
شاید به کاج ها برسد
نسبم
که اینگونه با پائیز کنار آمده ام
به کلماتم لهجه ی باران
چقدر می آید
فردا
روزنامه ای می خرم
تا به ستون تسلیت هایش تکیه کنم.
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت