باکی نیست
بگذار به سخره ات گیرند
بگذار تو را نفهمند
تو بمان
تمام
کوچه
ابر آسمان
کفشدوزک پنهان میان دو برگ
همه شاهدند
عشق
تنها
پیراهنی بود که به تو می آمد...
*
√كاش ميشد خودكار شم خيلي راحت رو بعضي رفاقت ها خط بكشم
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت