تقدیم به فرشته ای که...
ـ خط ْ فاصــــله ـ بر عشق مقدم نشود
ابروت دمی از پی غم خم نشود
از تردی ساقه ی تنت میــــترسم
ای کاش ... فرشته سهم آدم نشود
* * * *
با یاد توعشق گرچه غمگین آمد
با خاطره های تلخ و شیرین آمد
در هر طرفش هنوز عاشق هستیم
چون سکه ی تقدیر به پایین آمد
* * * *
شیرینی عشق ٬ دلبری میطلبد
" خیر" ازقدمت همسفری میطلبد
یکبار بیا قدم بزن بر سر برگ
این کوچه صدای دیگری میطلبد
* * * *
و حالا چن تا جوابیه ...
..............
امشب که زمستان به تو لبخند زده
پاییز به وضعیت من گند زده
یعنی که نبودن تو در این شب سرد
یلدای مرا به مرگ پیوند زده ...
.................
از راه رسیده ٬ عشق را دم زده اید؟
انگار که آتش به دلم کم زده اید
از این شب سرد و خاطراتت مانده است
زخمی به دلم ... که هردو باهم زده اید
* * * *
در مهلکه ی بزن /بخور افتادیم
مانند همیشه دست پر افتادیم
آنقدر به آزادگی عادت کردیم
تا از خفقان پل حر افتادیم
.........
آینده ی تلخ را کنون میبینم
در کاسه ی صبرمان جنون میبینم
باید که سکوت را تمنا نکنیم...
درمهلکه ردّ پای خون میبینم
* * * *
............
هرروز آبی تر بپوش ای آسمان عاشقی/
تا بشکفد گلواژه های خون چکان عاشقی
...................
بایست که بی نام و نشانی بشوم
درمحضرعشق ٬ شمعدانی بشوم
ای عشق بیا وباز برلوح دلم
" آبی " بچکان که آسمانی بشوم
.
.
.
.....................
باران بهانه بود تا زیر چترمن تا انتهای کوچه بیایی ٬ کاش
نه کوچه انتها داشت نه باران بند می آمد....
.................
ای کاش خدا حریف باران نشود
" باید بروم ..." جمله ی پایان نشود
من عاشق بوســــه زیر چترم !ای کاش
هرگز ته این کوچه نمایان نشود
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت