براي تو مي نويسم
براي تو كه مرهمي واسه دل شكسته ام
براي تو كه تازه اي وقتي از همه خسته ام
براي تو
براي تو
براي تو كه مي رسي
يه روز سرد و باروني
به داد من،
كه بي كسم
تو فردا هاي آبي مون، تويي تموم زندگيم
وقتي مياي پيش دلم
به هر چي ميخوام مي رسم
داد مي زنم... بهترينم !
بيا... بيا... كه مي ميرم، اگه يه روزي نباشي
به پاكي دلت قسم
تو باز با خنده مياي و چشات بهم سلام ميدن
دلم ميگه غصه و غم،
ديگه به ما نمي رسن
اون روزا رو يادت نره كه قول دادي يارم باشي
توي تموم غصه ها هميشه غمخوارم باشي
صدات مياد... مي خوني باز
عزيز من دوست دارم
اگه بگي داري مياي از شادي پر در ميارم
فردا ها رو يادت نره...
من و... تو و... يه كم تلاش...
خوشبختيهاي زندگي ميان پيشم يواش يواش...
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت