چشمان تو كه از هيجان گريه مي كنند

در من دو چشم نهان گريه مي كنند

نفرين به شعرهایم اگر چشم هاي تو

اينگونه از شنيد نشان گريه مي كنند

بانوي من ! چگونه تسلايتان دهم

چون چشمهاي باورتان گريه مي كنند

پركرده كيسه هاي خود از بغض رودها

چون ابرهاي خيس خزان گريه مي كنند

وقتي تو گريه مي كني اي دوست ! در دلم

انگار ابرهاي جهان گريه مي كنند

انگار با تو بار دگر خواهران من

در ماتم برادرانشان گريه مي كنند

در ماتم هزار گل ارغوان مگر

باهم هزار سرو جوان گريه مي كنند

انگار عاشقانه ترين خاطرات من

همراه با تو مويه كنان گريه مي كنند

حس مي كنم كه گريه فقط گريه تو نيست

همراه تو زمين و زمان گريه مي كنند