گوش واره هایم را آویزان می کنم و دستانم را در جیب پالتویم فرو می برم و تک تک ِ پیاده روهای شهر را می روم تا انتها! مصدر ِ _نَ بو دن_ را حذف که کنم آرام می نشینمُ با خودم خلوت ِ گرمی می کنمُ قهوه یا میلک شیک یا هات چاکلتی بالاخره کوفتی پیدا می شود که می نوشم,,,القصه گوش واره هایم از تلو خوران بودنشان بسی خشنودند من هم گاهی از اینکه تلو خوران هستم بس می بالم !!! تلو تلو دارم تک تک ِ فعل ها را بر می دارم تا راه هموار شود ,,, همواری ِ کلمات چیزی را بر من هموار خواهد ساخت که گویی تمام ِ من در تو بوده است
نقطه
تمام
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت