هیچ چیز عجیب نیست،در همین برهه از زمانی که دارم زیست می کنم هیچ چیز عجیب نیست و نه حتا غریب,,, ریختن ِ باران درست در همان روزهای دل تنگی که باران هم به دلت می نشیند ُ دیگر آتش را می گیری در آغوشت,,, خواندن ِ فلسفه و گفتن ِ شعر ِ نقطه چین ها برای نقطه حتا همین الآن این نوشته ی بی سرُ ته هیچ چیز غریب نیست و نه حتا عجیب,,, روزمره گی های مــدام که گاه فرار را بر قرار ترجیح دادن بهتر است اما دچار ِ این دنیا و آدم هایش بودن یعنی هیهــــــــات ,,, با خودت چه فکری داری ؟ در سرت چه ؟ نگویم؟ ننویسم ؟ اصلن یک جمله خواندم امروز " مطمئن ترین خاموشی ها سکوت نیست بلکه سخن گفتن است"
قلبش را درون کیسه ی زباله انداخت